نووووون خشکیه

بعضي اتفاقات زماني مي افته که در بچگي در اولين مراحل زندگي هستيم مثل اين....

بعضي اتفاقات زماني افته که آرامش کسي رو بهم بزنيم مثل اين...

بعضي اتفاقات زماني مي افته که  بخواهيم  چيزي رو بی موقع برداريم مثل اين...

بعضي اتفاقات زماني مي افته که يک کاري رو بدون اينکه نگاه کني انجام بدي مثل اين...

 

بعضي اتفاقات زماني مي افته که بخواهي دليرانه وارد يک حقه بشي مثل اين...

بعضي اتفاقات زماني مي افته که در يک رابطه با شخص ديگري هستي مثل اين...

بعضي اتفاقات زماني مي افته که بخواهيم چيزهاي بزرگتر ازقدرت خودمون رو برداريم مثل اين...



تاریخ: چهار شنبه 29 دی 1389(25بازدید ),
ارسال توسط مهسا

به عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیداکنید.
فقط ۱۲۰ ثانیه (۲ دقیقه) بیشتر ادامه ندهید زیرا تیز هوش نیستید!
 

چند بار سعی کنید قبل ازاینکه جواب را ببینید

 

جواب در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
تاریخ: چهار شنبه 29 دی 1389(33بازدید ),
ارسال توسط مهسا

تفاوت بيرون رفتن پسر با بيرون رفتن دختر

* وقتی یه پسر بیرون میره دوست نداره سینه و کونش (باسن ) باد کرده باشه ولی دختر کون و سینه رو باد میکنه تا ۱۰۰۰ تا پسر رو از راه بدر کنه .



* دختر تا مانتوی تنگ و آرایش نکنه عمرا بیرون بره ولی پسر با یه شلوار کردی و زیرپیراهنی هم تا

دو تا چهارراه بالاتر میره .



* دختر براحتی از چهارراه رد میشه ولی کیه که به پسر راه بده .



* اگه یه دختر از کوچه رد شده باشه تا یک هفته با بوی کوچه میشه حال کرد ولی اگه پسر رد شه

انگار ماشین جمع آوری زباله رد شده .



* اگه دختر موبایل داشته باشه الکی هم شده تو دستش میگیره و کلاس میذاره ولی پسر اصلا .



* اگه ۲۰ تا دختر باشن که با هم رفیق باشن در مترو و واحد هر کسی خودشو حساب میکنه ولی

یه پسر همه ی دوستاش رو به علاوه بقیه حساب میکنه .



* بقیه اش را هم تو بگو

 

 

تفاوت بین دختر ها و پسرها !

چگونه يك زن را خوشحال كنيم؟چگونه يك مرد را خوشحال كنيم؟

براي خوشحال كردن يك زن...
يك مرد فقط نياز دارد كه اين موارد باشد :

يك دوست
يك همدم
يك عاشق
يك برادر
يك پدر
يك استاد
يك سرآشپز
يك الكتريسين
يك نجار
يك لوله كش
يك مكانيك
يك متخصص چيدمان داخلي منزل
يك متخصص مد
يك روانشناس
يك دافع آفات
يك روانپزشك
يك شفا دهنده
يك شنونده خوب
يك سازمان دهنده
يك پدر خوب
خيلي تميز
دلسوز
ورزشكار
گرم
مواظب
شجاع
باهوش
بانمك
خلاق
مهربان
قوي
فهميده
بردبار
محتاط
بلند همت
با استعداد
پر جرأت
مصمم
صادق
قابل اعتماد
پر حرارت
بدون فراموش كردن :

تعريف كردن مرتب از او
عشق ورزيدن به خريد
درستكار بودن
بسيار پولدار بودن
تنش ايجاد نكردن براي او
نگاه نكردن به بقيه دختران
و در همان حال، شما بايد :

توجه زيادي به او بكنيد، و انتظار كمتري براي خود داشته باشيد
زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش
اجازه رفتن به مكانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او كجا مي رود.
بسيار مهم است :

هيچگاه فراموش نكنيد :
* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي كه او مي گذارد

چگونه يك مرد را خوشحال كنيم :

تنهاش بذاريد!

1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!

3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!

8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9-دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.

10-دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!

11-دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!

12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.

14-دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

۱۵- شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه !

16-اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن!

17-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

18-پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

19-يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه!

20-يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21-اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

22-دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!

23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باهال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!

 

 

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:



* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون.


* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

 

 



تاریخ: چهار شنبه 29 دی 1389(16بازدید ),
ارسال توسط مهسا






اهل دانشگاهم - سهراب سپهری
>>>
>>>اهل دانشگاهم
>>>رشته ام علافی‌ست
>>>جیب‌هایم خالی‌ست
>>>پدری دارم
>>>حسرتش یک شب خواب!
>>>دوستانی همه از دم ناباب
>>>و خدایی که مرا کرده جواب
>>>اهل دانشگاهم
>>>قبله ام استاد است
>>>جانمازم نمره!
>>>خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
>>>من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
>>>مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
>>>و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
>>>چشم ها را باید شست
>>>جور دیگر باید دید
>>>باید از مردم دانا ترسید!
>>>باید از قیمت دانش نالید!
>>>وبه آن‌ها فهماند
>>>که من اینجا فهم را فهمیدم
>>>من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
>>>
>>>
 




تاریخ: سه شنبه 25 دی 1389(28بازدید ),
ارسال توسط مهسا

اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد:

در عصر حجر
در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:
* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)
*داشتن پشم و پيلي در ناحيه سينه آقايون (نکته: پشم و پيلي نام يکي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود که نشانه مردانگي هم بود.)
*داشتن غار بزرگ تر
*داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)

هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)

بعد از عصر حجر

 يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!

دوره هخامنشي
در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:
*حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)
*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)
 

هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده

دوره قاجار

در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه) يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي که طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)

هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

دوره پهلوي

در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و يه کار هاي بدي رو انجام مي دادن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:
*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)
*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)
*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق
*کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.
*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي
*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!
*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليکه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)

هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!


دوره انقلاب تا چند سال پيش

در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:
* سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)
*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي

هدف از مخ زني:تشکيل خانواده


دوره امروز

به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!
ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:
*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!
*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات
ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....
*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!
*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور کلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي
* به روز بودن(Up to date)
داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!
و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!

هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!

اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديم.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه

 

 


 

ضدحال یعنی.....

ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
ضدحال يعنی درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه!
ضدحال يعنی يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي!
ضدحال يعنی روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري!
ضدحال يعنی سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه!

 


 

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ  گفتا : عليک جانم
گفتم: کجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي
گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داري؟
گفتا که مي سرايم شعر سپيدباري
گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد
گفتم: رقيب، گفتا: کله پا شد
گفتم: کجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟
گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟
گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز
گفتم: بگو ز مويش، گفتا که مش نموده
گفتم: بگو، ز يارش، گفتا ولش نموده
گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم: کجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم: بگو، ز ساقي حالا شده چه کاره؟
گفتا: شدست منشي در دفتر اداره
گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم: بگو، ز محمل يا از کجاوه يادي
گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوک مدادي
گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقي
گفتا که جاي خود را داده به فاکس برقي
گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا: به جاي هدهد ديش است و ماهواره
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا: به پست داده، آورد يا نياورد؟
گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوي دشتِ زنگي
گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي؟
گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابي
گفتم: بيا دو تايي لب تر کنيم پنهان
گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟
گفتم شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا که جاش دارم وافور با نگاري
گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها
گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟
گفتا: نديده بودم هالو به اين خرفتي

 

 




تاریخ: سه شنبه 25 دی 1389(23بازدید ),
ارسال توسط مهسا
 

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه خلاصه همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟

غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....

همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!

غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه

 

 

؟؟؟؟؟؟

خلاصه غضنفر به سفر رفت و بعد از  دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..

+

+

+

+

+

شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من که نفهمیدم

این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده

+

+

+

حال ترجمه از زبان همسرش

خط اول :حالت چه طوره زن ؟

خط دوم :بچه ها چه طورن ؟

خط سوم : مادرت چه طوره ؟

خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!

خط پنجم : فقط برگردم خونه....

خط ششم : می کشمت

خط هفتم :غضنفر از آلمان...

+

+

+

+

+

ها ها ها ها خوش تون اومد

 

این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ 




تاریخ: سه شنبه 25 دی 1389(25بازدید ),
ارسال توسط مهسا
همیشه با فرزندان تان مهربان باشید؛ زیرا آن ها هستند

 

که خانه سالمندان شما را انتخاب خواهند کرد !

.

*************************.

گر به تو افتدم نظر ، چهره به چهره، رو به رو

پا به فرار می نهم ، کوچه به کوچه ، کو به کو !

.

*************************.

جات تو دلمه!

فقط جاتو خیس نکنی!

.

*************************.

به غضنفر میگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته ، میگه:

اولا سگ ما گاز نمی گیره ، ثانیا سگ ما همیشه بسته است ، ثالثا ما سگ نداریم !

.

*************************.

هاپ هاپ
هووو هووو
واق واق
اووو اووو !

خوب اگه همین طور تمرین کنی سگ خوبی می شی !

.

*************************.

خواستم خونه عشقو تو قلبت بسازم ، اما شهرداری مجوز نداد !

.

*************************.

تو را به اندازه وزن یک دایناسور دوست می دارم!

اما عجله نکن! چون به اندازه ۶۴ میلیون سالی که منقرض شده اسکولت کردم!

.

*************************.

مخابرات طرح دقایق رایگان رو برای تمامی خطوط ارائه کرده. اگر حروف رمز

(lokso-mtci-ir-free)

رو به صورت برعکس به شماره ۳۰۰۰۰۹۰ اس ام اس کنی

معلوم می شه خیلی اوسکولی!

.

*************************.

پرستو و پونه و پردیس پریدن پشت پاترول و رفتن پیک نیک

توی راه پسته و پرتقال و پشمک و پنیر خریدند

یه دفعه پاترول با یه پیکان تصادف کرد و پنجره شکست و چرخ پنچر شد.

پاترول پنج تا پشتک زد پرت شد تو پرتگاه

تو هم بپر یه پتک پیدا کن بزن تو سرت

تا دیگه این پرت و پلاها رو تا آخر نخونی!

.

*************************.

دعاهای بنزینی:

۱- بنزین به قبرت بباره!

۲- التماس بنزین

۳- دست به هر چی می زنی بنزین شه!

۴- خدا بنزینت بده. سه لیتر در دنیا، صد لیتر در آخرت!

.

*************************.

زیبایی صورتت را به آرایشگر و وسایل آرایشی ات تبریک می گویم!

.

*************************.

۸ چیز از ۸ چیز هیچ وقت سیر نمی شه:

۱٫ چشم از نگاه

۲٫ زمین از باران

۳٫ گدا از پول

۴٫ عالم از علم

۵٫ دریا از آب

۶٫ آتش از هیزم

۷٫ حریص از مال

۸٫ تو از من!

.

*************************.

شما برنده یک دستگاه ماکسیما، یک باب منزل مسکونی

و ماهانه ۵۰۰هزار تومان را سراغ نداری؟ گفتم شاید امر خیری صورت گرفت !

.

*************************.

ورژن جدید :

همیشه پشت سر هر مرد موفق، زنی است که . . .

انگشت به دهان مانده !

.

*************************.

وقتی ازت دورم فکر نکنی فراموشت می کنما، نه!

فقط بهت فرصت می دم دلت برام تنگ بشه !

.

*************************

.

نرو پایین سر کاریه
.
.
.
نرو
.
.
.
نرو
.
.
.
سلام، آفرین که به حرف شیطون گوش نکردی، من این پایین منتظرت بودم

می‌خواستم بگم: مسواک بزن همیشه تا دندونات تمیز شه!

نظريادتون نره




تاریخ: 15 آبان 1389(40بازدید ),
ارسال توسط مهسا

 

پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير ازاين بچه بازي ها ميبينن مثلا عاقل ميشن ........
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم




دخترها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف


سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي
 

 



تاریخ: 16 مهر 1389(47بازدید ),
ارسال توسط مهسا

 

 
 اين اولين مطلبي كه توي اين وبلاگم قرار ميدم اميدوارم وبلاگ خوبي بشه سعي ميكنم كليه ي مطالب آنتي پسر باشه آقا پسراي بي جنبه واردنشن لطفا
 
ویژگی شاخص پسرای ایرونی
 
چشماشون بيشترازعقلشون كارميكنه

تايه دخترخوشگل ميبينن مثل جوجه ميفتن دنبالش

چشمك جزو تيك عصبيشونه.

اصولا هفته اي 1 بارشكست عشقي ميخورن

اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ درمياره

دوستت دارم جزو حرفاي روزمرشونه
 
زبان بازترين وپاچه خوارترين موجودات روي زمين هستند


              ميخوان دختره فقط مال خودشون باشه وخودشون مال همه

 

من ازپسرا بدم نمياد اتفاقا عاشق يكيشون هستم اما اصولا دخترا ضدپسرا حرف ميزنن وپسرا ضد دخترا..........

 

فعلا باي




تاریخ: 15 مهر 1389(74بازدید ),
ارسال توسط مهسا
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 12
بازدید هفته : 28
بازدید ماه : 184
بازدید کل : 4767
تعداد مطالب : 9
تعداد نظرات : 18
تعداد آنلاین : 3



Alternative content